السياسية
أكاذيب_مُلَفَّقة_عن_الديانة_المندائية
كالعادة تنتشر أكاذيب عن الأقليات الدينية بالشرق من طرف الأغلبية ، إما عن جهل وعدم دراية بركائز وطقوس عقائدهم أو تعمد تشويه سمعة أديانهم عن قصد!
لعل حالنا نحن المندائيين كان لنا النصيب الأكبر من تعرضنا لحملة شعواء رخيصة والدعايات المُلَفَّقة ، كعبادة الكواكب والنجوم وعبادة الملائكة ، وممارسة السحر والدجل والشعوذة ، وخنق الحيوانات أو رميها من فوق سطح البيت ثم أكلها ..
هذة للأسف أكاذيب لا زالت منتشرة بأواسط السواد الأعظم بالعراق و ايران ضد المندائيين ويتم ترديدها ليل نهار بأفواههم بهدف تشويه سمعة الديانة المندائية!
إن لكل دين وعقيدة شريعة خاصة وبالمؤمنين بها كما حال الديانة المندائية ، فنحن يحرم علينا ذبائح غير المندائيين ولعل عدم شراء المندائيين اللحم من من محلات القصابة بالأسواق أكدت هذة الأكاذيب عند العامة
ولكن كالعادة هنالك للأسف من يجهل نصوص عقيدتنا أو من يتعمد تشويه سمعة المندائيين بهذة الأكاذيب ، لكن المندائية حالها حال باقي الديانات يوجد بها نصوص مقدسة تحرم على أبنائها طعام وذبائح غير المؤمنين ..
﴿ لََا تَأكُلوا ولَا تشرَّبوا مِن بُيُوت غَيْر المؤْمنين ولَا مِن مَنازِل الاثْنَا عَشرَة بَوَّابة ، أَنهَا كُلهَا مَملُوءة بِالدَّنس والرِّجْس والْفظاعة ﴾
عندما كنت طفل صغير بالعمر كانت والدتي تذهب للسوق وكانت لا تشتري اللحم من قصابة المسلمين بإيران وعندما سألتها كانت تقول لي:
” ما مندایی هستیم / نحن مندايي ” .
وكان يذبح لنا رجل دين مندائي ( حلالي ) طيور البط والحمام فكان يقوم بتطهير طائر البط باليردنا ( النهر الجاري ) قبل ذبحه وأكله وذلك وفق تعاليم المندائية بالگنزا ربا :
﴿ وَإذَا ذبحْتم فإذبحوا بِسكِّين مِن حديد ، إطْمِشُوا ، وَإغْسِلُوا ، وَطَهِّرُوا ؛ وَأطْبُخُوا ، وَسَمُوا ثُمَّ كُلُوا ﴾ – نسخة بغداد .
﴿ إِنَّمَا اِذْبَحُوا بِالْحَدِيدِ ، اِغْسِلُوا اَلذَّبِيحَةَ وإِشَطَفُوهَا وَطَهَّرُوهَا قَبْل أَنَّ تَطْبُخُوهَا وَتُعَدُّوهَا لِلْأَكْلِ ﴾ – نسخة أستراليا .
من المعلوم إننا نحن المندائيون لا نأكل الحيوانات إلا إذا كانت مذبوحة بحسب الشريعة المندائية وتذبح بواسطة رجل دين يسمى ( حلالي ) ، حيث يقوم بتطهيرها وغسلها بالنهر الجاري ويوجه الذبيحة تجاه الشمال القاصي وينحر بسكين حادة بإسم الحي العظيم ويكون خلفه شخص إسمه الشاهد الذي يشهد على طقس الذبح!!
فالذبح في الدين المندائي يشبه أداء عملية جراحية دقيقة للغاية فكما يقوم الطبيب المختص بتهيئة الأدوات الحادة وتعقيمها وتجهيز غرفة العمليات وإرتداء الملابس المناسبة يقوم المندائي بطمش السكين وتطهيرها وإرتداء الرسته ( الملابس الدينية ) وتجهيز الچباشة وأن تكون بين الكشطا وبين البرزلة … بين يدك وبين السكين ( غربه ) غصن شجرة غير مثمرو تعزل عالم النور عن عالم الظلام .. وأهم طقس في الذبح هو وجود ( شاهد ) على أداء الناخس بالصورة الدينية الصحيحة ..
بشميهون إد هيي ربي ..
” ابثاهيل قريخ هيبل زيوا مفقد الخ ” / ” إبثاهيل ناداك وهيبل زيوا تفقد ماتقوم به ” .
لذلك لا نأكل ولا نلمس ذبائح وطعام غير المؤمنين فطعامهم محرماً علينا ولا نشتري اللحم من القصاب ( الجزار ) …
جذور هذة الأكاذيب كخنق الحيوانات وممارسة السحر والدجل والشعوذة وعبادة الكواكب والنجوم ترجع للسريان الأرثوذكس أتباع الراهب يعقوب البرادعي سكان إمارة الرها بالعراق الذين عرفوا بحقدهم وعداوتهم للمندائيين وغيرتهم منهم ..
ولعل الرحالة والمؤرخين المسلمين كابن النديم والشهرستاني وابن كثير يكتبون بكتبهم بجهل وعدم دراية ووعي وتناقلوا هذة الأكاذيب الشفوية المأخوذة من السريان بدون أمانة ولا تعقل!
وهذا ما قاله ماسوخ والليدي دراوور عن إنه لا ينبغى تصديق ما يكتب من طرف المؤرخين المسلمين لإنهم تناقلوا أكاذيب وأراجيف السريان الأرثوذكس بدون مصداقية وأمانة وليس من الأمانة الأخذ بروايات كاذبة من جهات معادية كالسريان الأرثوذكس!
فارسی ؛
همانند همیشه، دربارهٔ اقلیتهای دینی در خاورمیانه، شایعات و ادعاهای دروغین از سوی اکثریت منتشر میشود؛ شایعاتی که یا از روی ناآگاهی نسبت به اصول و آیینهای دینی آنهاست، یا از روی عمد برای تخریب و تحریف چهرهٔ عقایدشان.
ما منداییها نیز از این حملات و سخنان ناروا بینصیب نماندهایم. دروغهایی همچون پرستش ستارگان و کواكب، پرستش فرشتگان، پرداختن به سحر و جادو و رمالی، یا خفهکردن حیوانات و انداختن آنها از پشتبام و سپس خوردنشان…
و ایران متأسفانه این ادعاهای جعلی هنوز در میان بخش بزرگی از مردم عراق رواج دارد و بیوقفه تکرار میشود تا وجههٔ دین مندایی را مخدوش کنند.
هر دین و آئینی شریعت مخصوص به خود دارد، و دین مندایی نیز از این قاعده مستثنی نیست. برای ما خوردن ذبایح غیرمنداییان حرام است، و همین مسئله—یعنی نخریدن گوشت از قصابیهای معمولی—باعث شده برخی از روی ناآگاهی همین موضوع را دلیلی بر نسبتدادن دروغهایی دربارهٔ ما بدانند.
اما همانطور که همیشه اتفاق میافتد، برخی مردم از آموزهها و متون مقدس ما بیخبرند و برخی دیگر عمداً تلاش میکنند تصویر غلطی از ما ارائه دهند. در حالی که دین مندایی، مانند سایر ادیان، نصوص مقدسی دارد که خوردن غذای غیرمؤمنان را برای پیروانش ممنوع میکند، چنانکه آمده است:
«از خانههای غیرمؤمنان چیزی نخورید و ننوشید، و نه از خانههای دوازده دروازه؛ زیرا همهٔ آنها آکنده از پلیدی و ناپاکی و زشتیاند.»
وقتی کودک بودم و مادرم به بازار میرفت، هرگز از قصابیهای مسلمان در ایران گوشت نمیخرید. وقتی علت را میپرسیدم، میگفت:
«ما مندایی هستیم.»
پرندگان مانند اردک و کبوتر را برای ما مرد دینمندایی، یعنی «حلالی»، ذبح میکرد. او پیش از ذبح، پرنده را در «یَردنا» (آب جاری و مقدس) تطهیر میکرد و سپس مطابق تعالیم گنزا ربا آن را ذبح مینمود:
«و هرگاه ذبح میکنید، با کارد آهنین ذبح کنید؛ شستوشو دهید، پاک کنید؛ بپزید و نام ببرید، سپس بخورید.» — نسخهٔ بغداد
«همانا با آهن ذبح کنید؛ ذبیحه را بشویید و پاک کنید پیش از آنکه آن را بپزید و برای خوردن آماده کنید.» — نسخهٔ استرالیا
برای ما منداییان، خوردن گوشت حیوان تنها زمانی مجاز است که طبق شریعت مندایی و بهدست فردی از طبقهٔ دینی به نام «حلالی» ذبح شده باشد. حلالی، حیوان را در آب جاری تطهیر میکند، آن را رو به شمالِ دور قرار میدهد، و با کاردی تیز به نام «الحي العظيم» ذبح میکند. در این هنگام، شخص دیگری به نام «شاهد» حضور دارد که بر انجام صحیح طقس نظارت میکند.
ذبح در دین مندایی همچون یک عمل جراحی دقیق است؛ همانطور که پزشک ابزار را آماده و ضدعفونی میکند، محیط را مهیا میسازد و لباس مناسب میپوشد، در آیین مندایی نیز کارد تطهیر میشود، رسته (لباس دینی) پوشیده میشود، چَبّاشه و سایر مقدمات فراهم میگردد، و میان دست ذابح و کارد، شاخهای از درخت غیرمثمر قرار داده میشود که مرزبندی میان عالم نور و عالم ظلمت است.
مهمترین اصل در این آیین، حضور «شاهد» است که اطمینان میدهد ذبح مطابق شریعت انجام شده است، چنانکه گفته میشود:
«به نام خداوند زنده بزرگ… ابثاهیل تو را میخواند و هیبل زیوا بر کارت نظارت میکند.»
به همین دلیل است که ما گوشت غیرمنداییان را نمیخوریم و حتی لمس نمیکنیم؛ غذای آنها بر ما حرام است و از قصاب غیرمندایی خرید نمیکنیم.
ریشهٔ نسبتهای دروغینی مانند خفهکردن حیوانات، سحر و جادو، رمالی و پرستش کواكب، به مسیحیان سریانی ارتدوکس پیرو راهب یعقوب البرادعی بازمیگردد؛ مردمی که در منطقهٔ رها در عراق ساکن بودند و نسبت به منداییان کینهورزی و دشمنی داشتند.
بسیاری از مورخان و نویسندگان مسلمان—مانند ابنالندیم، شهرستانی و ابنکثیر—این شایعات را بدون بررسی و از روی ناآگاهی از سریانیان نقل کردند.
ماسوخ و لیدی دراوُر نیز تأکید میکنند که نباید به نوشتههای مورخان مسلمان در این مورد اعتماد کرد؛ زیرا آنها روایتهای دروغین و مغرضانهٔ سریانیان ارتدوکس را بیهیچ تحقیق و امانتی تکرار کردهاند، در حالی که نقل چنین سخنانی از گروهی معاند و دشمن، نه درست است و نه قابل پذیرش.
هیی زکن


